وقتی پشت سر پدرت از پله ها میای پایین و میبینی چقدر آهسته میره ، میفهمی … پیر شده
وقتی داره صورتشو اصلاح میکنه و دستش میلرزه ، میفهمی …. پیر شده
وقتی بعد غذا یه مشت دارو میخوره ، میفهمی چقدر درد داره،اما هیچی نمیگه….
و وقتی میفهمی نصف موهای سفیدش به خاطر غصه های تو بود
دلت….میخواد…..بمیرییییییییییییییییییییییی..........
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سلامتيه اون پسري که...
..
10سالش بود باباش زد تو گوشش هيچي نگفت...
..
20سالش شد باباش زد تو گوشش هيچي نگفت....
... ... ... ... ..
30سالش شد باباش زد تو گوشش زد زير گريه...!!!
..
باباش گفت چرا گريه ميکني..؟
..
گفت: آخه اونوقتا دستت نميلرزيد...! :((
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سلامتی اون پدری که با تاکسیش آخر شب خسته و مونده داره میره خونه دختر کوچولوش زنگ میزنه بهش میگه بابایی شب میای خونه برام پیتزا بخر
پدر دست میکنه تو جیبش و پولاشو میشموره فقط 2.500 بعد با تمام خستگیش میزنه کنار و میگه
....
...
...
...
...
...
...
..
...
ونک ، ونک دو نفر :(
نظرات شما عزیزان:
anita 
ساعت17:35---6 اسفند 1390
salam dadashi man toro mishnasam ama be ro khodam nemiyaram ke mish nsamet.
پاسخ:salam!
khoshhal misham abjim bashi vali man be jaa nayoovordam!
ghaziye chie??
mohammad 
ساعت1:04---6 اسفند 1390
قربون مرامت کاملا میخوامت بلنکیم به قول خودت عزیز
پاسخ:نوکرتم داداش!
خیلی آقایی!
mohammad 
ساعت0:51---6 اسفند 1390
سلام دوست ناشناس عزیز وبلاگت قشنگه مطالبت زیباست به منم سر بزن خوشحال میشم منتظرتم